پل خواجو همسایهای دارد که در ابتدای پارک مشتاق واقع شده و مهجور است؛ بنایی که میتواند یک مقصد گردشگری به خصوص برای علاقهمندان تاریخ و باستانشناسی باشد و البته برای آنان که قلبشان برای ایران و مخصوصا اصفهان میتپد!
پل خواجو همسایهای دارد که در ابتدای پارک مشتاق واقع شده و مهجور است؛ بنایی که میتواند یک مقصد گردشگری به خصوص برای علاقهمندان تاریخ و باستانشناسی باشد و البته برای آنان که قلبشان برای ایران و مخصوصا اصفهان میتپد! یک زوج محقق که زاده ینگه دنیا هستند، چند دهه پیش، نیمی از عمرشان را به پژوهش و مطالعه تاریخ هنر و باستانشناسی ایران گذراندند، شهرهای مهم ایران را گشتند، عکسهای ارزشمندی همراه تیمهای حرفهایشان از بناهای تاریخی گرفتند، در شیراز موسسهای وابسته به دانشگاه شیراز تاسیس کردند و در همین شهر سالها به کار و فعالیت پرداختند؛ اما آن قدر به اصفهان علاقه داشتند که وصیت کردند در خاک این شهر دفن شوند.
آنها حتی پیش از مرگ از راه دور برای مقبره و اشعار سنگ قبرشان برنامهریزی کردند. پروفسور پوپ و همسرش چند دهه است ساکن ابدی اصفهان شدهاند و مقبره دوقلوی آنها با نمای آجرکاری در بستر زندهرود است.
مسیر رسیدن
برای رسیدن به مقبره میتوانید از خیابان چهارباغ خواجو به سمت پل بیایید، در ضلع شمال شرقی پل وارد پارک شوید و مقبره دوقلوی این زوج گرانقدر را ببینید.
نکته کاربردی گردشگرانه
این بنا در همه ساعات شبانه روز امکان بازدید دارد اگر نخواهید واردش شوید! اما اگر بخواهید داخل بنا را ببینید، متاسفانه معمولا با در قفلشدهاش مواجه میشوید.
دکتر عیسی صدیق در خاطراتش میگوید: «پوپ برای متن سنگ قبرش اشعار و نوشتههایی به لاتین میفرستاد و من مخالفت مینمودم که مردم ایران معنای چنین نوشتهها و اشعاری را نمیفهمند. عاقبت چون متن مذکور را نوشت و برای من فرستاد، همین متن را مناسب برای حکشدن بر روی سنگ قبر یافتم و از آقای جلالالدین همایی استاد دانشگاه تقاضا کردم متن مذکور را به زبان نظم درآورد. ایشان قبول نموده و قطعهای عالی سرودند که بر روی سنگ قبر نوشته شد.»
مقدمه
کدام یک از ما به اندازه زوج خانم و آقای پوپ عاشق اصفهان هستیم و از آن مهمتر، این شهر را میشناسیم؟ چند نفر از ما هفده جلد کتاب و عکسها و اسناد ارزشمند، از خود به جای خواهیم گذاشت؟ یکی از مقاصد مهجور اما مهم گردشگری اصفهان مقبره دو محقق برجسته ایرانشناس است که در میانه پارک مشتاق نزدیک به دومین پل زیبا و مشهور اصفهان واقع شده است و میتواند مکان جذابی برای گردشگران خارجی اصفهان باشد.
اما نیست! میتواند مکانی باشد برای شناخت واقعی اصفهان؛ شهری که آن قدر خوب بوده که یک زوج پرکار و ارزشمند را از آن سر دنیا به ایران کشانده و مهمتر آنکه وصیت کردهاند خانه ابدیشان در این شهر باشد.
پیش از ورود
ساختمان مقبره از بیرون مکعب مستطیل شکلی است که بر یک سطح سنگی بنا شده و مانند دو اتاقک به هم پیوسته با دو گنبد به نظر میرسد. دیواره ها دارای دو قوس غیر باربر هستند که پنجرههای مشبک تونشسته و قوسیشکل دارند. بر دو ضلع این مستطیل هر کدام دو پنجره بزرگ و بر ضلع سوم یک پنجره میبینیم.
این پنجرهها هم کیفیت نور داخلی را بهبود میدهند و هم برای افراد امکانی فراهم میکنند که نیم نگاهی به داخل داشته باشند. بر ضلع چهارم در فلزی است که اگر چند سال پیش مراجعه میکردید، بر در دولوح فلزی طلایی رنگ نوشتارهایی به زبان فارسی و انگلیسی میدیدید.
روی لوح سمت راست نوشته شده: «آرامگاه دکتر فیلیس اکرمن همسر و همکار پروفسور پوپ که در سال 1365 هجری شمسی در شیراز جهان را بدرود گفت» و بر لوح دوم که سمت چپ روی در نصب شده نوشتهاند: «آرامگاه پروفسور پوپ ایران شناس نامور آمریکایی، 1260-1348 هجری شمسی».
لوح کوچکتری هم زیر لوح پوپ نصب شده بود به یاد پروفسور فرای. ایرانشناس اصفهان دوستی که چند دهه بعد از خانواده پوپ، وصیت کرده بود در اصفهان دفن شود و در سال 2014 در 75 سالگی بدرود حیات گفت؛ اما دفنش با ماجراهای ناخوشایندی رو به رو شد. حالا اما فقط لوح سمت راست روی در موجود است و بر آجرهای بنا کمربندی سفید دیده میشود. آجر و تزئینات کاشیکاری بنای این مقبره پیوندی است با اصفهان.
یک زندگی تاثیرگذار
آرتور آپهم پوپ (arthur upham pope) 136 سال پیش در آمریکا به دنیا آمد. در دانشگاه هاروارد باستانشناسی و معماری خواند. در دانشگاه کالیفرنیا تدریس کرد و علاقه و فعالیتهایش در زمینه هنر و باستانشناسی او را به مدیریت موزه لژیون دونور سانفرانسیسکو و مشاور و موزهدار موسسه شیکاگو رساند.
وقتی 44 ساله بود، به عنوان مشاور افتخاری هنرهای ایرانی به همکاری با دولت ایران پرداخت؛ در حالیکه مشاور هنر ایرانی موزه پنسیلوانیا هم بود.
اولین سفر پوپ به ایران در سال 1304 (1925 میلادی) انجام شد. از همین تاریخ تا یک دهه بعد، او مشاور هنر اسلامی در شیکاگو بود و در سال ۱۹۲۶ از سوی دولت ایران، برای طراحی و ایجاد غرفه ایران در نمایشگاه هنر ایرانی در فیلادلفیا انتخاب شد و نمایشگاههایی که در فیلادلفیا و لندن و لنینگراد گذاشت و سخنرانیهایی که در کشورهای مختلف کرد، در شناساندن هنر ایران به کشورهای اروپایی کمک زیادی کرد.
مثلا مجموعه سخنرانیهایش با عنوان «سهم ایرانیان در پیدایش معماری گوتیک» در فرانسه، بسیار مشهور بود و نمایشگاهی هم با نام «شش هزار سال هنر پارسی» در نیویورک برپا کرد که کاتالوگی سیصد صفحهای داشت! پوپ تا سال 1968 از نیویورک تا اصفهان در بیش از ده شهر نمایشگاه برپا کرد. ناگفته نماند که پوپ تنها نبود.
همسرش همپای او با گروههای باستانشناسی و عکاسیشان در ایران گشتند. معروفترین اثر پوپ کتاب «بررسی هنر پارسی» (A Survey of Persian Art) است که انتشارات دانشگاه آکسفورد آن را در شش جلد در سال ۱۹۳۹ چاپ کرد و این نخستین باری بود که چنین گزارشی مفصل از هنر و تاریخ هنر ایران در جهان به غرب معرفی میشد.
اما برای ایرانشناسان یک گنجینه مهم دیگر هم از خانواده پوپ برجای مانده؛ نزدیک به ده هزار تصویر از بناهای تاریخی ایران که پوپ، همسرش و تیمهایشان عکسبرداری کردهاند.
وصیتی از یک زندگی ژرف
اگر از در فلزی بگذرید و وارد مقبره شوید، در فضای داخلی، دو سنگ قبر و دو تابلوی فلزی وجود دارد. در یکی متن انگلیسی و در دومی خلاصه آن به فارسی دیده میشود که موضوعشان وصیت نامهای است که در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۴۴(ششم اکتبر ۱۹۶۵) به مرحوم دکتر عیسی صدیق، نایب رئیس هیئت موسسان انجمن آثار ملی نوشته شده بود و دلیل به خاک سپردن پروفسور پوپ در اصفهان ذکر شده است.
خلاصه وصیت نامه به این شرح است: «اصفهان مورد عشق من است. در اصفهان مهمترین کارهای خود را انجام داده و بزرگترین سعادت را درک کردهام. منظور عمده من از انتخاب آخرین منزل در اصفهان این است که به مردم ایران نشان داده شود اندیشمندان بزرگ و هنرمندان و سخنوران و رهبران اخلاق و دانشمندان ایران چنان اوصاف و خصایلی دارند که باعث ژرفترین ستایش متفکرین مشابه سایر کشورهاست.
تا آنجا که میخواهند ابراز حق گذاری و اخلاص آنها زبانی نباشد، بلکه به زوّاری که از سایر اقطار عالم به آنجا میآیند، ثابت کنند که اگر کسی در ایران به خاک سپرده شد، به این علت نیست که تصادفا در آنجا جهان را بدرود گفته، بلکه در اثر اعتقاد راسخ به مقدس بودنِ آن سرزمین است و برای کسانی که به مقام معنوی ایران پی بردهاند، مزیت و افتخاری است که ایران را آخرین منزل خود قرار دادهاند، تا بدین وسیله ایمان خود را به سرزمین و مردمان بزرگی که آن را طی قرنها به وجود آوردهاند و آینده با افتخاری که برای آن پیشگویی میکنند، ابراز دارند…
آرتور اپهام پوپ، ۱۶ اکتبر 1965» پوپ در هشتم شهریور ماه 1348 در شیراز درگذشت و همسرش هفت سال پس از او بدرود حیات گفت. اما هر دو به اصفهان منتقل و در بستر زندهرود به خاک سپرده شدند.
بر روی سنگ قبر پوپ نیز این دو بیت سروده علامه همایی برای او، نوشته شده است: «در ایران از آن جُستم آرامگاه/ که تا باز دانند یاران راه/ که اندر جهان هر که دانشور است/ از این خاک پاکش به سر افسر است»
اصفهان زیبا