به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی،ا ین فعالیت تا حدی بود که از نادر ابراهیمی تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقاله تحقیقی و نقد و بیش از صد کتاب چاپ و منتشر شد، که در برگیرنده داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینههای گوناگون است. ضمن آنکه چند اثرش به زبانهای مختلف دنیا برگردانده شده است.
نادر ابراهیمی از معدود سخنوران ایرانی بهشمار میرود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شد. او کارهایی مانند کارگری در یک چاپخانه یا کارهای فرهنگی چون مترجمی و ویراستاری و نقاشی را انجام داده است.
وی کارنامه پرباری در زمینه کارهای هنری دارد، که میتوان آن را به دستههای مختلف مانند، ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات بزرگسال، نمایشنامه و حتی شعر تقسیم کرد. بیشتر فعالیتهای فرهنگی وی در بخش کودکان و نوجوان است. او بیشتر از ۵۰ اثر برای کودکان و نوجوانان نوشته است. او همچنین، دو کتاب «آدم آهنی» و «از پنجره نگاه کن» را نیز ترجمه کرده است. نادر ابراهیمی گاهی به کار تصویرگری نیز میپرداخته و تصویرگر چندین کتاب مختلف کودک و نوجوان بوده است.
نادر ابراهیمی تنها به تالیف و ترجمه کتاب برای کودکان اکتفا نکرد و با کمک همسرش یک موسسه همگام با کودک و نوجوان را تاسیس کرد که فعالیتهای زیادی در حیطه نگارش، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی داشته است.
نادر ابراهیمی دو مجموعه تلویزیونی با نام «آتش بدون دود» و «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» را نوشته است و کارگردانی آنها را نیز انجام داده است. او همچنین چندین فیلم مستند را کارگردانی کرده است. نادر ابراهیمی یک شاعر نیز است و ترانه مشهور به نام «ای وطن» را سروده که علی خدایی خواننده و آهنگساز آن است.
وی متن را با ویژگی و سبک منحصر به فرد خود از حالت روایت خارج کرد و به نثری شاعرانه و لطیف تبدیل کرد. او با نثر شاعرانه و خیالانگیز دریچهای به روی مخاطب باز میکند تا او را به جهانی از دغدغهها و افکار بزرگ انسانی هدایت کند.ابراهیمی معمولا از توصیفات طولانی، مفاهیم عاشقانه و اخلاقی در نوشتههایش استفاده کرد که بسیار شیرین و خواندنی است.
سه گانه عاشقانه نادر ابراهیمی که شامل «یک عاشقانه آرام»، «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» و «چهل نامه کوتاه به همسرم» است، باعث شهرت او شد.
او در «یک عاشقانه آرام» با نثری شبیه به شعرزندگی یک زوج را روایت میکند که شخصیت اصلی یعنی گیلهمرد، یک معلم ادبیات است. او فعالیتهای سیاسی انجام میدهد و در یکی از سفرهای خود با دختری آذری به نام عسل آشنا شده و ازدواج میکند. گیلهمرد و همسرش هر سهشنبه به دیدار کودکهای بیمار میروند تا از بطالت رها شوند. «مگذار عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود!» ماندنیترین جمله ابراهیمی در این کتاب است.
«بار دیگر شهری که دوست میداشتم» وی که اولین بار در سال ۱۳۴۵ منتشر شد ماجرای دلدادگی پسر کشاورز به معشوقهاش هلیا است. هلیا خانزاده است و خانوادهاش با ازدواج او با پسر رعیت رضایت نمیدهند. آنها به «چمخاله» فرار میکنند تا دور از خانوادههایشان زندگی را در کنار هم آغاز کنند اما پس از مدتی هلیا پسر را رها کرده و به شهرشان بازمیگردد. پسر سالها در چمخاله میماند و دست به نوشتن نامههایی سوزناک برای هلیا میزند. «به این شهر سوگند میخورم و تو ساکن در این شهری» از سوره «بلد» جمله آغازین این کتاب است.
این کتاب بیش از چهل بار تجدید چاپ شده و فرزانه منصوری همسر ابراهیمی درباره این اثر میگوید: «نادر ابراهیمی عاشق خاکش بود و نهایت علاقهاش در خاک وطنش خلاصه میشد. یکی دو سال بعد از ازدواج به من گفت تو را چون خاک میخواهم همسر من».عشق هلیا در واقع عشق به وطن است و این همان درونمایه داستان است.
نادر ابراهیمی به همان اندازه که از عشق نوشتن را خوب آموخته بود، در زندگی هم عاشقانه زندگی کرد و «چهل نامه کوتاه به همسرم» نمونهای از آن است که دربردارنده چهل نامه از این نویسنده محبوب، به همسرش فرزانه منصوری است. نادر ابراهیمی در این کتاب با حفظ لحن و نثر شاعرانهاش درباره مسائل مختلفی مثل امور روزمره سخن میگوید و در بعضی از نامهها از زبان نصیحت و فلسفه وارد میشود اما مضمونی که در همه نامهها به زیبایی و سادگی خلاصه میشود، «عشق» است.
برخی از نامههای کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نه تنها سرشار از عشق خالص و پاک است بلکه مفاهیم ناب زندگی را هم مطرح میکند؛ مفاهیمی چون اینکه با وجود سختیها در زندگی نباید تسلیم شد و نباید گذاشت سختی و مشکلات بین عاشق و معشوق فاصله بیندازد، با عشق میتوان زندگی را ساخت.
او همچنین با نوشتن زندگینامه دو جلدی تحت عنوان «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل»، شرححالی از زندگی خودش را تعریف میکند و از خاطرات و فعالیتهایش از زمان کودکی تا بزرگسالی در این دو کتاب مینویسد.
ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کردهاست. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را بهخاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» بهدست آورد و از دیگر آثار خواندنیاش میتوان به «خانهای برای شب»، «مصابا و رؤیای گاجرات»، «آرش در قلمرو تردید»، هزارپای سیاه و قصههای صحرا»، «افسانهٔ باران»، «بزی که گم شد»، «در سرزمین کوچک من»، «غزلداستانهای سال بد»، «من راه خانهام را بلد نیستم»، «برادرت را صدا کن»، «گلآباد دیروز؛ گلآباد امروز»، «با من بخوان تا یاد بگیری» «یک صعود باورنکردنی» و «مردی در تبعید ابدی» اشاره کرد.
اگرچه نادر ابراهیمی در ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرمکردن با بیماری، ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ درگذشت ولی با آثاری که بر جای گذاشت برای همیشه در ذهن و قلب ایرانیان جاودان شد.