- ورزش

پرسپولیس در مسیر هشدار

پرسپولیس در مقطع حساسی از فصل قرار گرفته؛ جایی که آمار ۳ برد و ۳ شکست در ۶ بازی اخیر بیش از هر زمان دیگری زنگ خطر را برای کادر فنی و مدیران این باشگاه به صدا درآورده است. تیمی که سال‌ها با ثبات، انسجام و برتری روانی شناخته می‌شد، حالا نشانه‌هایی آشکار از افت فنی، فرسودگی بدنی و سردرگمی تاکتیکی بروز داده است.

یکی از مهم‌ترین نقد‌هایی که به عملکرد اخیر سرخ‌پوشان وارد می‌شود به تصمیمات تاکتیکی اوسمار بازمی‌گردد. پرسپولیس در جریان بازی‌هایی که تحت فشار قرار می‌گیرد یا از برنامه اصلی خود خارج می‌شود عملاً فاقد راه‌حل جایگزین مؤثر است. پلن دوم این تیم نه‌تنها گره‌گشا نبوده بلکه در بسیاری از مسابقات باعث از دست رفتن کنترل بازی و افزایش اشتباهات فردی شده است. تغییرات دیرهنگام، جابه‌جایی‌های کم‌اثر و اصرار بر الگو‌های تکراری موجب شده پرسپولیس در لحظات بحرانی واکنشی قابل اتکا نداشته باشد.

در نقل‌وانتقالات نیم‌فصل نیز انتظارات به‌طور کامل برآورده نشد. دنیل گرا که با هدف افزایش قدرت دفاعی و هجومی به ترکیب اضافه شد در ۳ بازی اخیر عملاً تأثیر محسوسی روی عملکرد تیم نداشته و ناهماهنگی او با سایر بازیکنان خط حمله به یک چالش جدی تبدیل شده است. این موضوع چندان هم برای سرخ‌پوشان گره‌گشا نبوده چرا که گرا در چند بازی اخیر برای پرسپولیس عملاً نقش بزرگی نداشته و حالا در قامت یک بازیکن ناامیدکننده در ترکیب پرسپولیس تبدیل شده و بنظر می‌رسد که این بازیکن در آینده با انتقادهای بیشتری مواجه خواهد شد و باید دید پشت پرده جذب این بازیکن چه بوده و آیا در آینده اوسمار می تواند او را برابر نقد هواداران و کارشناسان در امان نگه دارد یا خیر.

در این میان ایگور سرگیف نشانه‌هایی از تبدیل شدن به یک مهره قابل اتکا را بروز داده است. تحرک، جای‌گیری و توان فیزیکی او می‌تواند برای پرسپولیس مفید باشد، اما مشکل اصلی به نحوه تغذیه این مهاجم برمی‌گردد. شواهد فنی و واکنش‌های اخیر نشان می‌دهد که تمرکز بیش از حد بازی هجومی روی علی علیپور موجب شده سرگیف کمتر در موقعیت گلزنی قرار بگیرد. این مسئله حتی به نارضایتی این مهاجم ازبک انجامیده و در فضای هواداری نیز بازتاب قابل توجهی داشته است. از سوی دیگر عملکرد علی علیپور یکی از نقاط بحث‌برانگیز این فصل بوده است. مهاجمی که قرار بود ستون خط حمله باشد در ۱۰۰ روز اخیر تنها یک گل به ثمر رسانده و این افت محسوس نه‌تنها به تیم ضربه زده بلکه می‌تواند شانس او برای حضور در جام جهانی را نیز به‌طور جدی کاهش دهد. تداوم این روند فشار روانی بیشتری بر خط حمله پرسپولیس وارد کرده و توازن هجومی تیم را بر هم زده است.

اما شاید ریشه‌ای‌ترین مشکل پرسپولیس را باید در ساختار سنی این تیم جست‌و‌جو کرد. موج گسترده بازیکنان بالای ۳۰ سال باعث کاهش انرژی، افت جنگندگی و افزایش مصدومیت‌های متوالی شده است. این فرسودگی مستقیماً در نتایج تیم اثر گذاشته و توان رقابت در بازی‌های فشرده را از پرسپولیس گرفته است. ۱۴ بازیکن بالای ۳۵ سال خود به تنهایی نشان از یک بحران سنی در اردگاه سرخ‌ها می‌دهد چراکه بازیکنان مسن اصولاً طی فصل با انواع و اقسام مصدومیت‌ها مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی توجه به بازیکنان جوان و آکادمی بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد. نمونه‌هایی مانند امیرحسین محمودی ۱۹ ساله نشان داده‌اند که تزریق نیروی جوان می‌تواند طراوت و انگیزه تازه‌ای به تیم ببخشد.

در نهایت پرسپولیس برای بازگشت به مسیر موفقیت نیازمند تصمیمات شجاعانه است؛ از بازنگری در رویکرد‌های تاکتیکی و کاهش وابستگی به الگو‌های فرسوده گرفته تا حرکت جدی به سمت جوان‌گرایی. پوست‌اندازی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای آینده سرخ‌پوشان است؛ ضرورتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا هزینه‌های سنگین‌تری به همراه خواهد داشت و این احتمال وجود دارد تا اوسماری که بسیاری از هواداران وحید هاشمیان را بخاطر او قربانی کردند، حالا در یک اولتیماتوم جدی قرار دهد.

میزان